مصاحبه ای مفصل با جانفراکو زولا

0

وب سایت رسمی باشگاه چلسی، پس از مصاحبه ای که با هازارد داشت، این بار با جانفرانکو زولا، یکی از اسطوره های فراموش نشدنی چلسی مصاحبه کرده است.

به گزارش کانون رسمی هواداران چلسی در ایران، با توجه به شباهت بازی جانفرانکو زولا و ادن هازارد در دو مقطع زمانی مختلف برای چلسی، وب سایت رسمی باشگاه مصاحبه ای را با هر دوی این بازیکنان انجام داد که مصاحبه هازارد زود تر منتشر شده و اینبار نوبت به زولا می باشد.

 

آیا یادت هست اولین باری که باور کردی می توانی در فوتبال از سد حریف خودت بگذری چند سالت بوده است؟ در قدیم می توانستی کسی را دریبل بزنی؟

وقتی جوان بودم می دانستم که قابلیت هایی دارم، چرا که بازیکنان اطرافم را دیده بودم و دیده بودم که چه کارهایی می توانستند انجام دهند. پس من به این نتیجه رسیدم که توانایی هایی در فوتبال بازی کردن دارم، اما تنها در یک سال بود که احساس کردم قدم بزرگی را برداشته ام و زمانی بود که در لیگ کنفرانس انگلستان بازی می کردم. من در ایتالیا بودم و وقتی که ۱۷ سالم بود برای تیم نئورس بازی می کردم و در سال اول در تیم اصلی آنها بازی می کردم. تمام اتفاقات در یک لحظه بود و آن زمان را به وضوح به یاد دارم. به این باور رسیده بودم که می توانم کارهایی انجام دهم که قبلا نمیتوانستم.من همه چیز را تصور می کردم و ذهنیتم داشت درست پیش می رفت. در آن لحظه بود که شانسم را دزدیدم چرا که توانستم بازی را کنترل کنم، خودم را توانستم کنترل کنم که دوران حیاتی ای در دوره حرفه ای من بود.

آیا تو وقت زیادی برای پردازش استعداد هایت گذاشته ای تا دریبل کردن را یاد بگیری یا اینکه هدیه ای خدادادی بوده است؟

در ابتدا روز های من از ساعت ۸ صبح شروع می شد و ۸ شب به اتمام میرسید، گاهی اوقات به مدرسه نمی رفتم و به جایش می رفتم که فوتبال بازی کنم، هر روز تمرین می کردم، در خانه و خارج از خانه با دیوار بازی می کردم، ساعت ها به این کار مشغول بودم. پس من روی توانایی هایم خیلی کار کرده ام، مخصوصا وقتی که جوان بودم.

آیا با دوستانت هم فوتبال بازی کرده ای؟ چرا که تو باید از دیگران هم چیزهایی یاد بگیری تا بالانس باشد.

تمام کودکی من در یک محله کوچک بود که ۸۰۰۰ نفر جمعیت داشت. جایی که می توانید خوش بگذرانید، برای من فقط فوتبال بازی کردن بود. پس من با تمام دوستانم فوتبال بازی می کردم، هیچ چیز متفاوتی نسبت به دیگر اماکن نبود اما ما کار زیاد دیگری نداشتیم و اجازه داشتم که تمرکزم را بگذارم روی کاری که می کنم. این یکی از دلایلی است به یک باره به این نکات رسیدم، من همیشه در ذهنم بازی کردن در زمین مسابقه را می پروراندم.

خیلی از بازیکنان فقط با یک پایشان بازی می کنند، حتی بعضی از بازیکنان فوق العاده، اما تو اینطور نبودی..

یکی از دلایلی که من توانستم در فوتبال موفق شوم این است که ذهنیت خوبی دارم، با یک رفتار خوب. می توانم به یاد بیاورم روزهایی که به تمرین می رفتم و ۱۶ یا ۱۷ سالم بود و آن روز تصمیم گرفتم که از دو تا پایم استفاده کنم. در کل تمرین سعی کردم از پای راستم استفاده نکنم و مانند یک چپ پا بازی کنم. این به من این توانانیی را داد که در ذهنم بتوانم با پای چپم هم بازی کنم. خیلی فوق العاده بود، حتی وقتی که خیلی با پای چپم خوب نبودم چون داشتم یاد می گرفتم با پای دیگرم بازی کنم. پای چپم هنوز هم متفاوت است، پاس راستم قوی تر است اما در سالهایی که جوان بودم به جای خوبی رسیدم.

اینکه بتوانی از پای دیگرت در مسابقات استفاده کنی ماه ها یا سالها زمان برد؟

دوره اش به این شکل نیست که شما امروز شروع کنید و هفته آینده بتوانید خوب باشید. این دوره طول می کشد، شما هر روز پیشرفت می کنید. مانند این است که شما لایه لایه پیشزفت می کنید و به یکباره شما این امکان را دارید.

آیا درست است که راه حل همه چیز لمس اول توپ (تک ضرب)  است؟

تمام کسانی که فوتبال را خیلی عمیق می دانند، آنها معتقدند که لمس اول توپ یک کلید است. در آن روز ها فوتبال کمی کند تر بود، زمانی که فاصله بین بازیکنان بیشتر از زمان حال بود لمس اول توپ خیلی مهم بود. حالا و در فوتبال مدرن فاصله ها کمتر است و فاصله زمانی بین پاس دهی کمتر است، پس لمس اول توپ خیلی مهم تر شده است چرا که تک ضرب بازی کردن شما را از نظر زمانی جلو تر از حریفتان می اندازد. حتی وقتی سرتان بالاست و اگر توپ خوبی نیامده است، باید سرتان را پائین بیاندازید و توپ را کنترل کنید، اگر توپ در کنترل شما نباشد زمان را از دست داده اید.

تو مثل ادن (هازارد) کار کردی، خیلی زود به چلسی عادت کردی، این دلیلش چیست؟

اخلاق یکی از مهم ترین چیزهاست، من با ذهنیت درستی به اینجا آمدم و می خواستم همه را شگفت زده کنم. می خواستم که هماهنگ باشم. چیز دیگری که من در چلسی پیدا کردم محیطش بود، افراد زیادی به من کمک کردند که زود جا بیافتم و این دوره را کوتاه کردند.

تو به فوتبال خیلی فیزیکی ای آمدی، حریفان سعی می کردند تو را بزنند، مانند تلاشی که می کنند ادن هازارد را برنند. چطور این مسئله را مدیریت کردی؟‌

این بخشی از بازی ماست. ما خیلی خوب می دانیم که حریفان می خواهند ما را متوقف کنند و می دانیم که در چنین شرایطی خواهیم بود و آنها سعی می کنند مارا به هر شکل ممکن نگهدارند و این بخشی از بازی است که باید قبولش کنید.شما باید استراتژی های خود را پیرامون مشکل طراحی کنید، اما درواقع این خوب بود، چرا که مرا مجبور می کرد تا خلاق باشم، بازی من را خیلی پیشرفت داد.

یادمان هست که تو فقط یک یا دوبار عصبانی شدی…

مطمئنا بیشتر از آن است! من با چالش های عادلانه مشکلی نداشتم، حتی اگر خیلی قدرتمند بود، اما از تکل هایی که فقط برای زدن من بود متنفر بودم، اگر شما آنها را در نظر نگیرید می توانید بهترین باشید اما گاهی أوقات بستگی به آن لحظه دارد، لحظاتی بوده است که ما متمرکز بودیم و چیزی بدست نیاورده بودیم، و شما این ها را در نظر نمی گیرید، اما گاهی أوقات شرایط یکسان نیست، من خیلی ناراحت می شدم.

تو و هازارد هر دو تصمیمات درستی را در زمان درستی از بازی می گیرید، آیا این غریزی است و یا اینکه برنامه ریزی می کنید بعش چه اتفاقی بیافتد؟

سوال خیلی خوبی است، من باور دارم که هم او (هازارد) و هم من، برای فوتبال زنده ایم و هردو این کار را می کنیم، ما همیشه سعی می کنیم که بهترین راه را برای در بازی و فوتبالمان بکار ببریم. شما با ایده هایی می آیید، برای مثال مردمانی که تجارت می کنند، به این تجارت فکر می کنند تا راه حل هایی پیدا کنند و پیشرفت کنند، ما هم در فوتبال چنین کاری می کنیم. ما سعی می کنیم در راه پیشرفت کردن تمرین کنیم، استراتژی بهتری طراحی کنیم که بیشتر جواب بدهد. پس وقتی به آنجا برسد شما ذهن فعالی دارید، سپس ایده ها می آیند. بعضی وقت ها شما از قبل برنامه ریزی می کنید، گاهی هم آن ایده ها در زمین به ذهنتان می آید. این مراحلی است که پیش می آید. من نمی گویم که فقط به زمین مسابقه بروید و تمرین کنید، وقتی در خانه هم هستید باید در ذهنتان به آن فکر کنید، شما دیگر بازیکنان را می بینید، ایده های بهتری می گیرید، همه این ها باعث می شود ذهنتان پیشرفت کند.

خیلی طول نکشید تا به فردی تبدیل شوی که مردم منتظر بودند کار های خاصی در استفمفوردبریج انجام دهی، بازی سختی می شود وقتی مردم منتظرند توپ های زیادی به تو برسد و هواداران بلیط می خریدند تا تو را تماشا کنند، این فشار زیادی می آورد.

من هیچوقت به این قضیه فکر نکرده ام، آنها موقعیت هایی نبوده که من را تحت فشار بگذارد. درواقع هرگز چنین اتفاقی نیافتاده. اما در عوض این برایم هیجان آور بود، می دانستم که تا زمانی که ذهنیت درستم را ادامه دهم، می توانم کارهای خاصی بکنم. برای من خیلی مهم بود که شرایط خاصی را خلق کنم، در آن زمان اتفاقات خوبی می افتد.

تو خیلی به ندرت مصدوم بودی…

پس خوش شانس بوده ام، من همیشه آنقدر مصدوم نبوده ام و تنها در یک سالی که در پارما بودم مشکلات فیزیکی ای داشتم. من در اکثر أوقات مصدوم نبودم و این به خاطر این بود که وقت زیادی برای سلامت بدنم صرف می کردم، من همیشه بدن خوب و قوی ای داشته ام.

چیزی بود که تو را از تکل ها دور کند؟

من فکر می کنم به خاطر این بود که من همیشه در حال حرکت بودم، گرفتن من راحت نبود، حتی وقتی من را می زدند و نمی توانستم با قدرت بایستم، پس خیلی تاثیری نداشت. من باور دارم که برای همین بود، گاهی اوقات من خوش شانس بودم و می توانستم این کار را بکنم و زیاد مصدوم نشوم.

آیا سبک زندگی به مصدومیت های ماهیچه ای مربوط است؟

این خیلی مهم بود چون طوری که بیرون رفتار می کنید روی همه چیزتان در زمین تاثیر می گذارد. برای اینکه آماده باشید و همیشه نمایش خوبی داشته باشد و بخشی از آنچه در خانه انجام می دهید است، من عادت داشتم که مراقب خودم باشم، چون فوتبال برای من همه چیز بود. پس هر کاری که می خواستم بکنم، مطمئن بودن که آماده ام که به زمین بروم و بهترین عملکردم را داشته باشم.

تو و ادن هازارد با هم تقریبا هم قد هستید، تو هم همچون او معدود گلهایی با سر زده ای، از تعداد آنها راضی هستی؟

من خوشحالم که با سر گلزده ام، شاید شما خیلی قد بلند نباشید اما شما روحیه خوبی داشته باشید می توانید با پاهایتان بپرید و اگر شما زمان خوبی داشته باشید و جاگیری درستی داشته باشید، می توانید با سر گل بزنید. من ضربه های سر خوبی زده ام و می بینم که ادن هم همینکار را می کند، مطمئنا من برای مثال بهتر از کاسیراچی نبودم، اما در حد خودم بودم.

نظرت را درباره هازارد به ما بگو

من بازی های او را زیاد دیده ام و واضح است که او یکی از آن دسته بازیکنانی است که دوست دارید ببینید، او یکی از آن دسته بازیکنانی است شما را عاشق فوتبال می کند و چیزی که در این چند ساله متوجه شده ام این است که او خیلی پیشرفت کرده. او در زمین خیلی موثر تر شده است، او وقتی توپ را دارد خیلی موثر تر شده است چرا که او همیشه چیزهایی را تهیه می کند. شاید یک گل، یک پاس و یا یک پاس گل به هم تیمی اش. دیدن این خوب است، چرا که من همیشه او را به عنوان یک بازیکن خوب می شناسم.گاهی اوقات گفته ام که اگر او از استعداد هایش استفاده کند می تواند بازیکن بهتری باشد، من از اینکه او راه درستی را برود من لذت می برم من مطمئنا او بیشتر از این خواهد شد.

تو بیشتر از یک بار بهترین بازیکن سال باشگاه شده ای، لحظات خاصی بوده است؟

مطمئنا، به عنوان یک فوتبالیست شما عاشق این هستید که کار خوبی که انجام داده ای دیده شود و این جایزه ها نشان می دهد که اززشش را داشته اید.

اگر در تیم الآنی بازی می کردی، در کنار ادن هازارد، از آن لذت می بردی؟

از یک نظر می توانم بگویم بله، چرا که چلسی در این سالها تیم برنده ای بوده است. اما همچنین  می ترسم که به بازیکنانی که با آنها بازی کرده ام احترام کمتری بگذارم. آنها با من خیلی خوب بوده اند و بخشی از موفقیت من بشماز می روند. از این فکر ممنونم، اما من از زمان خودم لذت برده ام و زمان فوق العاده ای داشته ام. من در آن تیم خوشبخت بودم و نمی خواهم آن را تغییر دهم.

 

ارسال پاسخ

ایمیل شما برای دیگران نمایش داده نخواهد شد